تبلیغات
SCENT OF loVe - یک سال پرازخاطرهep1

مینویسم برای عشـق

یک سال پرازخاطرهep1

نویسنده :Mrs.Lee
تاریخ:دوشنبه 3 تیر 1392-05:49 ب.ظ

سلااااام...خوبین؟؟؟چنقده من دلم براتون تنگیده بوووود...خوب عرضم ب حضورتون امروز سه تا داستان اوردم...الی جان خاله دستت طلا...مرسی ک پارتای قبلو گذاشتی...خوب داستان اول اسمش بازبارانه...داستان پاری و چانی...دومیش اسمش یک سال پرازخاطره س....اگ یادتون باشه ی داستان ب اسم لاو میستری نوشته بودم دیدم زیادی چرت شروعش کرده بودم اینو جاش نوشتم...سومیش هم کیمیا قسمت نه و دهه.....من ازاین ب بعد هفته ای دوبار اپ میکنم...خب برید ادامه واس یکسال پرازخاطره


به نام خدا

یك سال پرازخاطره

 

كای همونطور ك صداش بی شباهت ب فریاد نبود داد زد:فك كردی كی هستی  ك اینطوری رفتار میكنی؟

دختره برخلاف انتظارهمه دستاشو جلوی قفسه ی سینه ش قفل كرد و همونطور ك تو چشم كای براق میشد گفت:خودت كی هستی؟ببینم نكنه خاطرخواهشی ك اینطوری داری طرفشو میگیری؟

حرفش مث اتیشی بود ك ب جون كای انداختن...كم بیش میاد كسی بهش اینطوری بگه...اخم وحشتناكی صورتشو پر كرد و همونطور كه سینه ب سینه ی دختره  وایمیستاد ازمیون دندونا قفل شده ش گفت:انگارعوضی بودن تو ذات همه ی شمابچه پولداراس ن؟

دختره پوزخندی زد وبدون اینك ازكای ترسی داشته باشه گفت:پول و زیبایی...اینا چیزایین ك ی ادم باید داشته باشه تا بش ارزش بدن..زندگی اینه...

كارد میزدی خون كای درنمیومد..رگ گردنش ب وضوح بیرون زده بود دستای مشت كرده شو كنار پاهاش نگه داشت و با زهرخندی گفت:همه تون عوضی این..گورتو گم كن

همین موقه بود ك یكی از پسرای جدید یقه ی كایو گرفت..اگه اشتباه نكنم اسمش لوهان بود...همونطور ك اخماش تو هم بود سر كای دادزد:زورت ب دخترجماعت رسیده؟

كای خواست جوابشو بده ك صدای بورا تو جمعیت پیچید:چ خبرتونه معركه گرفتین؟

ازمیون جمعیتی ك تو كوچه ی كناری مدرسه جمع شده بودن گذشت و خودشو ب كای و لوهان رسوند...با اخم ب جفتشون نگاه كرد.لوهان با چشمای ریز و كمی متعجب بهش نگا كرد و یقه ی كایو ول كرد...بورا بدون اینكه اخمشو كمتركنه ب كای توبید:خجالت نمیكشی؟هركاریم كرده باشه ی دختره...اجازه نداری سرش داد بزنی...

كای:ولی بورا...

بورا با اخم نگاهش كرد:ولی نداره داداش برو...

كای ازمیون جمعیت بیرون رفت.بورا اینبار با نگاه برزخی ب لوهان نگاه كرد و خیلی جدی گفت:دفعه ی اخرت باشه دست روبچه های این مدرسه بلند میكنی تازه وارد...

طفلی پسره كفش برید...بارفتن بورا كم كم بچه ها هم متفرق شدن...

رو ب ژیومین ك داشت قضیه ی دیروزو تعریف میكرد نگاه كردم:تو چیكار كردی؟

عقیل اندرسفیه نگام كردو گفت:هیچی دیگه وایستاده بودم داشتم ساندویچمو میخوردم مزاحم دعواشون نشدم...

ای كارد بخوره تواون شكمت ژیومین....

كریس ب صندلیش تكه داد و گفت:ج دل و جراتی داشته دختره...

كریس راس میگفت با جدیت و جذبه ای ك از كای سراغ داشتم بعید بود یكی از دخترا جرات كنه جلوش وایسه خوب ب هرحال این دختره هم جدیده كم كم حساب كار دستش میاد...باتعجب ب هانا ك ب صندلیش لم داده بود نگاه كردم:هانا پس سوا كجاس؟

نفسشو بیرون داد و گفت:ج میدونم باز عاشق شده...

چانیول:خب اینك طبیعیه سوا روزی كم كمش ده بیست باری عاشق میشه...

خنده مون گرفت..چانی راس میگف...تمین:حالا شاهزاده سواربراسب سفید كی هس؟

هانا نگاهشو میون جمعیت چرخوند و همونطور ك ب ی پسر مو مشكی ك كناردوستش نشسته بود و معلوم بود ك از جدیدان اشاره میكرد گفت:اوناهاش...اسمش لیه...

تائو باخنده گفت:خوشم میاد سوا هم مث ژیومین خوش اشتهاس...

چانیول همونطور ك باچشماش رو ی دختره زوم كرده بود گفت:حالا كجاشو دیدی من میخام مخ اون دختره رو بزنم...

مسیر نگاهشو دنبال كردم...دخترظریف و خوش قیافه ای بود با موهای لخت قهوه ای ك بالای سرش جمع شده بود و با گوشیش مشغول بود...

هانا:جچنیول تو نمیخای ادم شی؟

صدای بورا بینمون بیچید:كی؟چانی ادم شه؟ی جیزی بگو امكان داشته باشه..

كای همونطور ك با پسرا دست میداد گفت:شروع نكنین باز...

چانی:تقصیرخواهرته دیگ چش نداره منو ببینه...

بورا:چانی میزنمتا....

جیونك همونطور ك كنارچن مینشست گفت:چیه باز شروع كردین...

چانی:به به چطوری فرزندم...

جیونك اخم كرد:چانی تو كی میخوای بزرگ شی هم سن بابابزرگمی ولی عقلت قده فنچه...

چانی ب صندلیش تكیه داد:ب من جه بابابزرگت بچه مونده..

همگی میدونسیم چانی هممونو ی جاحریفه..چ جمع شادی...ژیومین كمی ازبستنیشو خورد و نگاهی ب كای انداخت:راستی كای اسم اون دختره ك باهاش دعواكردی چی بود؟

كای چپ چپ نگاش كرد و جواب داد:یومین..مین یومین....

بهله تاسه شنبه بدرود دوستان........



نوع مطلب : یک سال پر از خاطره 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
How do you strengthen your Achilles tendon?
یکشنبه 12 شهریور 1396 07:31 ب.ظ
Thanks a lot for sharing this with all folks you really recognize what you
are talking about! Bookmarked. Kindly additionally seek advice from my website =).
We will have a link trade arrangement among us
نلی
چهارشنبه 5 تیر 1392 07:20 ب.ظ
آخ جوووووووووووون دعوااااااااااا کای و لوهی اعصاب ندارنا
ژیومینم که تو همه شرایط باید یه چی بخوره
چانی جان شما یه ذره بزرگ شو انقدم به دخترای مردم نیگا نکن خخخخخخخخخخخخ
قسمت اولش که عاااااااللللللللییییییی بوووووووووووووود. مرسیییییییییییییییییییییییی
زودی قسمت بعدو بوذار
راستی بکی کجا بود؟
negar
سه شنبه 4 تیر 1392 09:20 ب.ظ
هه هه هه کای چه دعواییه بچه
بورا چه جدی حال برادرشو گرفت لووووهان به چه حقی از یه دختر دفاع میکنه؟؟
هیییی واقعانا من روزی صد دفه عاشق میشم همه هم با خلقیات من آشنایی دارن بزنم به تخته چانیم که مثل خودم داغونه
مبینا
سه شنبه 4 تیر 1392 12:20 ق.ظ
خب بقیه داستان هم فاکتور بگیرین.......من یه کـــاری برام پیش اومد()باید برم.....من خیلی آدم پر مشغله ای ام!!!ساعت یک صبحم برام کار پیش میاد!!!!!
نونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا دوست دارم!
یه عالمه هرچی بگم.............دیگه احمق که نیستی یه بار بگم هم میفهمی دوست دارم!!!!!
خو پ فعلا بابای
مبینا
سه شنبه 4 تیر 1392 12:18 ق.ظ
7.لـــــــــــــــــــــــــــــــــوهان
لوهان بزنش.....لوهان له و نورده اش کن!!!لوهان یکاری کن شب اومد خونه نشناسمش!


8.بـــــــــورا!!!!!!نونــــــــــــــا.....میگم این بورا همون بورا ی sistar ئه؟؟؟؟ولی عجب آدم توپیه.....دمت آتیش خواهر شــــوهر.....


9.اه بورا لوهی رو دعوا نکن!!!!لوهی ماهه اون واسه من اومد جلو.....دوستان نگـــار رو بگیرید......الآن میاد منو......یا عباس حتی نمیخوام بهش فکر کنم!



10.میگـــــــــم ژیـــــومین کلا پرخوره؟؟؟؟؟یـــــا تو داستــانا یه فرد پــــــــرخـور جـــا افتـاده؟؟؟؟اون وسط من و کای داشتیم همو میکشتیم این داشته ساندویچ میخورده.......ژیــــــــــــــــــومین





11.واااااااااااای سوآ عینه اسمــــا ی مائه......در روز حداقل عاشــــق شونصد نـــفر میشه!!!!

تمین داداشه توئه کوثــــر؟؟؟؟؟؟



12.اوا......شاهزاده که لـی خودمونه.....داداش کایکو هم به جمعمون اضاف شد.....من به لی میگم داداش کایکو به سوهو هم میگم کاپیتان مـاجد!!!!کاپیتان ماجد و که میشناسین دیگه
مبینا
سه شنبه 4 تیر 1392 12:09 ق.ظ
3.کای کلا قیافه اش وحشتاناکه حالا چه اخم کنه چه نکنه!!!!!بعد من خیلی از کای میترسممیدونم اینجا چطوری این شکلی جلوش ایستادم!!!!!!


4.تو آدمتو عوضی گرفتی......در ضمن جونگ این تو شب میای خونـــــــــه رو پشت بوم که خوابیدی میفهمی کی عوضیه!!!!


5.پــــــــــــول و زیبایی!!!!اگه یکیشو داشته باشی میتونی اون یکی رو هم به دست بیاری......ولی اگه هیچکدومشو نداشته باشی.......زندگی برات خیلی سخت میشه!


6.من گورمو گم میکنم!!!!!امــــــــــا گور تورو هم با خودم میبرم!!!!!مگه من دستم به این جونگ این بی تربیت نرسه!!!!!دوتا آدم دیده واسه من شاخ و شونه میکشه


مبینا
سه شنبه 4 تیر 1392 12:04 ق.ظ
نظرات کارشناسی:
1.جونگ این؟؟؟من کیم؟؟؟جدا میخوای بدونی کیم؟؟؟من مبینام....مدافع حقوق بشر!!!!کسی که عمرا جرعت نداری باش در بیوفتی!
(عجب توصیف خوفناکی!)


2.این قضیه خاطرخواهشی چیه؟؟؟؟خاطـر خواه کیــه؟؟؟کـای غلط کرده خاطر خواه کسی باشه!!!!کای فقط ماله منه
مبینا
دوشنبه 3 تیر 1392 11:55 ب.ظ
کوثر خودشو نابود کرد من پشت تلفن بهش بگم داستان چطور بود!!!!!!این دختره چی فکر کرده با خودش.....من شوهرم چانیه.....زن و شوهری فضولی از سر و رومون می باره!!!!
ممکنه من نظرمو به کوثر بگم!!!!؟؟؟؟؟؟
الان تازه بیکار شدم اومدم نظر کارشناسی بدم!
مبینا
دوشنبه 3 تیر 1392 11:48 ب.ظ
یوهان هان!!!!!
بچه ها اولین داستان تست به دستم رسید!!!!این داستان فوق العاده بود!!!!بهتره خیلی زود کمر همت ببندین
☆ P@rM!Da Ba€k¥e0l ☆
دوشنبه 3 تیر 1392 11:45 ب.ظ
من کلا از شخصیته چانیه دخی. ..ب...از خوشم مییییاد کلا شخصیتش خفننن میشهههههه اییییییول مبیییییین!!!هییییییی من عاشقهههه ژیوام با این شیکمش...ولی بچم جدیدا لاغر شده
خعلییییییییییی باحاللللل بووووود...مرسیییییییییییی خالههههههههه
elahe
دوشنبه 3 تیر 1392 07:11 ب.ظ
کوثر ازدستم ناراحتی؟؟؟
مبینا
دوشنبه 3 تیر 1392 07:00 ب.ظ
واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای من نخودی نیستم!!!!
چه حســـه خوبیه!!!!تا حالا نشده که یه جا نخودی نباشم!!!!!!!

نونـــــــــــــــا خوشم اومد!!!!ـو این داستانه خیلی جمع باحال و خفنی داریم!!!
نونـــــــــــــا من برم میهن یه چندتایی کار انجــام بدم بیام نظر کارشنــــاسی بذارم!
مبینا
دوشنبه 3 تیر 1392 06:52 ب.ظ
این همونه که سکانسه اولش منم!!!!!
ایـــــــــــــــــــــــول.....برم بخونمش!!!!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo

دریافت کد بارش قبل از بالای وبلاگ

Digital Clock - Status Bar

مرجع وبلاگ نویسان جوان

کد موس جاپای گربه




کد موس جاپای گربه