تبلیغات
SCENT OF loVe - بازبارانep1

مینویسم برای عشـق

بازبارانep1

نویسنده :Mrs.Lee
تاریخ:دوشنبه 3 تیر 1392-05:54 ب.ظ

برین ادووومه

به نام خدا...

بازباران قسمت اول

ب سختی چشمامو بازكردم...وا؟...كجام  من؟...مثل ی انباری تاریك بود...هواچقد سرده...كمی ب مخم فشاراوردم..من اینجام چیكارمیكنم؟دستام چرابستن؟...پاهام....داشتم برمیگشتم خونه ولی حالا....اب دهنمو ب سختی قورت دادم.گلوم خشكه...معلوم نیس چندساعته ك اینجام...صدای چك چك بارون از بیرون پنجره میومد...پس داره بارون میاد..درباصدای ناهنجاری باز شد...باافتادن نورتوچشمام صورتمو جمع كردم..اخه ادم حسابی درواینجوری بازمیكنن؟.....

-چه عجب بیدار شدی...

مخم رفت روهنپ..چ صدای بمی...مردونه ی مردونه..ب زورچشمامو بازكردم و بهش توبپدم:من اینجا چیكارمیكنم؟...كم كم چشمام ب نور عادت كردن...اوه اوه قددددددددوووو..فك كنم كم كمش صدوهشتاد باشه..ی شلوارجین سورمه ای و پلیور طوسی ی شالگردن بافتنی سفید ك دورگردنش بود و ی صورت ك نیدونم چی بهش بگم جذاب یا بانمك...باچشمای گیرا...وموهای خوشحالتی ك مرتب ب سمت بالاحالت داده شده بود....پوزخندب هش نمیاد ولی لبخند بهش بیاد فك كنم....

-مورد پسند واقع شدم؟؟؟؟

هاااان؟؟؟خاك ب سرم واس چی ی ساعته عین ندید دیدا زل زد بهش...دستاشو تو جیب شلوارش فروكرد و جلوتراومد تازه متوجه كتونیای اسپرت طوسیش شدم...سعی كردم صدام نلرزه:من اینجا چیكارمیكنم؟اصلا تو كی هستی؟ی دستشو رو پشتی صندلیم گذاشت و خم شد رو صورتم...هرم نفسای گرمشو رو پوستم احساس میكردم

-خانوم كوچولو بهت یادندادن بگی شما؟

اب دهنمو قورت دادم و توچشماش براق شدم و با ی پوزخند گفتم:شما واس كسی ك انقد پرروئه...

ی طاق ابروشو بالا انداخت و گفت:میدونی من كیم خانوم كوچولو

شیطونه میگه همچین بزنم نصف تنش بره زیرزمینا.بااخم گفتم:نمیدونم دوسء ندارم هم بدونم..

با لبخند شیطونی گفت:ولی خودت پرسیدی من كیم...

وااای باز سوتی دادم...حرفی نزدم...جدی شد:میدونی بابات ،چقد ازم كش رفته؟

گوشه ی لبمو گزیدم...بازم بابا..اروم گفتم:اون ب من هیج ربطی نداره....برو پولاتو ازخودش بگیر..

-ولی تو دخترشی چا تیون...

 

-فك كن نیستم..

چشماشو بست و صاف وایستاد...خواست حرفی بزنه ولی دوباره صدای ناهنجار در مانع شد.ی پسر با قدنسبتا كوتاه تر ی گوشی روداد دستش:باباشه چانیول....

پس اسمش چانیوله....

-سلم اقای چا...

نگاهش روم ثابت بود نمیدونم بابا چی گفت ولی اون ادامه داد:میدونی كی پیشمه؟

اومدسمتم و گوشیو گرفت كنار گوشم..بدون اینك بذارم حرفی بزنه باخون سردی گفتم:بابا این دیوونه كیه؟بازچیكاركردی؟بهش بگو ولم كنه...طبق معمول دروغاشو شروع كرد:هیچی تیون با..

پریدم وسط حرفش:واسم مهم نیس بگو كاری ب من نداشته باشه میفهمی؟

چانیول گوشی رو ازم گرفت و ادامه داد:كی میخوای قرضتو بپس بدی..

نمیدونم بابا چی بش گفت ولی فكش ازعصبانیت منقبض شد..تماسو قطع كرد و خواست چییز بم بگه ولی ب نظر منصرف شد چون رفت بیرونو درو محكم بست...اینم باخودش درگیره ها..

 

سعی كردم دستامو بازكنم...لعنتی خیلی محكمه...انگارخون تو دستام وایستاده بود...پاهامم ك بدتر...دوباره درباهمون صدای ناهنجاربازشد...چانیول با قیافه ی نسبتا متفكری اومد تو...نگاه دقیقی بهم انداخت جدی ب نظر میرسید...



نوع مطلب : باز باران 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Why do they call it the Achilles heel?
شنبه 25 شهریور 1396 11:57 ب.ظ
Hey I know this is off topic but I was wondering if you
knew of any widgets I could add to my blog that automatically tweet my
newest twitter updates. I've been looking for a plug-in like this for quite
some time and was hoping maybe you would have some experience with something like this.
Please let me know if you run into anything. I truly enjoy reading your
blog and I look forward to your new updates.
نلی
چهارشنبه 5 تیر 1392 08:27 ب.ظ
پاری به سرقت رفت
پاری جان یاد نگرفتی به آدم رباها نیگا نکنی؟
هیییییی بابای پاری چیکار کرده چانی اینجوری شده؟
خخخخخخخخخخخ چانی میخواد پاری رو بوکوشه
ممنونم خیلی باحاااااالللللللل بوووووووووود
negar
سه شنبه 4 تیر 1392 10:41 ب.ظ
هه هه هه بابا این پارمیدا رو بزنه این چانی ناکارش کنه آخه
باباهه چه بیخیاله
پاری چه خونسرده
چانی خیلی جیگرههه
مرسیییی کوثر
☆ P@rM!Da Ba€k¥e0l ☆
دوشنبه 3 تیر 1392 08:49 ب.ظ
هییییییییی
چانی جان از قبل مورد پسند واقع شدی
هاهاها یبارم ما مهم شدیماانخد خوشم میاد بچه ی این بآ کلاهبردارا باشی و باباتم محلت نذاره
هیییییییییی حالا نگاهه جدیش واس چی بود؟
شاید بخاد پیشناهاد بده خخخخخخخخخ
آخا بسیییییییی حال کردممم با چانییی هییییی دستت طلا خالههههههههه بیا بخلمممممممن
مبینا
دوشنبه 3 تیر 1392 07:52 ب.ظ
ولی ممنون نونا!!!!
آه راستی نونا الان میرم میهن برات کلماته داستانتو تصحیح میکنم!!!!!
برای ارائه خدمات با شماره ی بووووووووووووووووووووق تماس بگیرید!!!!
راستی نونا جرعت داری دفعه دیگه کارت لنگ بود ب کسی به جز من بگیا


مبینا
دوشنبه 3 تیر 1392 07:50 ب.ظ
واااااااااااای تیکه ای که گفت مورد پسند واقع شدم خودمو خیـــــــــــس کردم!!!!گروگان گیر اینقدر باحال؟؟؟
ببین والا مردمو برق میگیره منو سگ!!!!
نگاه چه کیسایی بقیه رو میدزدن!!!!حالا اگه من بودم یه معتاد کور شل منو میدزید تازه کلی هم میزدم!!!




ولی خب فعلا داستان خیلی نا مفهومه!!!یعنی هنوز هیچی معلوم نشده که بخوام نظر کارشناسی بدم!!!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo

دریافت کد بارش قبل از بالای وبلاگ

Digital Clock - Status Bar

مرجع وبلاگ نویسان جوان

کد موس جاپای گربه




کد موس جاپای گربه