تبلیغات
SCENT OF loVe - میکـــده اکــسو قسمت دهـــم

مینویسم برای عشـق

میکـــده اکــسو قسمت دهـــم

نویسنده :M O B I N A#
تاریخ:شنبه 22 تیر 1392-07:35 ب.ظ


ســـلام دوستـــایِ گــل.........

نمــــاز ها و روزه هاتـــــون مــورد قبـــــول خـــدا واقـــع بشـــــــه انشــاا....

دم افــــطار گفـــتم بیــام داستــــان بــــذارم یادتـــــــون بره گشنــــــتونه!


بفــــرمائید ادامـــــــه

در حال آرایش کردن بود.یکی از دخترا وارد اتاقش شد و گفت:ته یون بانو!وزیر اعظم دوباره اومده و میگه هیچکسو جز شما نمیخواد!

ته یون بانو دست از کارش کشید و گفت:چه زبون نفهمیه ها!

صدای شیطونی گفت:تازه کجاشو دیدی؟؟؟

سر بلند کرد و دید کنار اون دختر پارک چانیول هم ایستاده.سریع بلند شد و تعظیم کرد.وزیر اعظم به اون دختر اشاره داد تا از اتاق بیرون بره.دختر لبخندی زد و بیرون رفت و در رو پشت سرش بست.

وزیر اعظم با لبخند شیطونی به ته یون بانو نزدیک شد و گفت:تو چرا هربار منو رد میکنی؟؟؟؟

ته یون بانو:فکر کنم قبلا هم بهتون گفتم!جلوی دخترام اصلا درست نیست!اونم اینکه من رییس اینجام!

وزیر اعظم لبخندش به پوزخند تبدیل شد و گفت:اینجایی که هی داری میگی رییسشی کجاست؟؟؟احتمالا کار شما اینجا همین نیست؟؟؟

ته یون بانو بهش برخورد.با جدیت گفت:کار ما هست ولی کار من نیست.وزیر اعظم هرکدوم از دختر هارو که بخواید امشب در اختیارتون میذارم.

وزیر اعظم پارک با دستاش صورت ته یون بانو رو قاب کرد و گفت:تو رو!

و هرلحظه به ته یون بانو نزدیکتر میشد.از همچین آدم عجولی بعید بود اینقدر یواش یواش بخواد کارش رو انجام بده.

ته یون بانو سرش رو چرخوند و گفت:لطفا تمومش کنید...

و سریع از اتاق خارج شد.

 

 

 

 

ملکه ی اعظم و ملکه صبح زود سفری رو آغاز کرده بودن.برای قدردانی از ملکه ی ژاپن،به توکیو رفته بودند.شاه دست چان آر تی رو گرفته بود و با هم قدم میزدند.آر تی نگاهی به شاه انداخت و گفت:جون میون؟؟؟

شاه:بله؟؟؟

آر تی:یادته بچه بودیم،همه اش منو اذیت میکردی؟؟؟

شاه:حقت بود!تو همیشه میرفتی پیشه مادرم شکایت میکردی!

آر تی:اون موقع ما هفت سالمون بود،حالا پسرت هفت سالش بود.

شاه، آر تی رو به سمت خودش برگردوند و دو دستش رو بر سر شونه های آرتی گذاشت و گفت:آرتی؟؟؟تو که میدونی من مجبور شدم با یونا ازدواج کنم!!!خودت بهتر از من میدونی که من عاشقتم!فقط و فقط هم تو رو میخوام!

آرتی اشکی که گوشه ی چشمش اومده بود رو پاک کرد و گفت:جون میون!!!منم دوست دارم!ولی وقتی میبنم تو زن داری و باز به من عشق میورزی عذاب وجدان میگیرم!من نمیتونم اینطوری تحمل کنم......

شاه:یکم دیگه صبر کن!فقط یکم دیگه!فقط تا وقتی که مین سوک بزرگ شه صبر کن!مین سوک که شاه بشه منم یونا رو طلاق میدم!اونوقت تو بانوی منی!

آرتی گیج نگاهش کرد و گفت:جون میون؟؟؟؟؟داری منو دست میندازی؟؟؟؟میدونی تا بزرگ شدن مین سوک چقدر مونده!اون تازه هفت سالشه!

شاه نفسش رو فوت کرد و چیزی نگفت و فقط دستاش رو از روی شونه های آرتی برداشت.

آرتی گفت:جون میون؟؟؟؟بهتره رابطمون رو قطع کنیم.....لطفا دفعه ی بعدی که منو دیدی آرتی صدام نکن.

و در حالی که اشک میریخت از اونجا دور شد.

 

 

 

 

 

یومین موهاش رو مثل مردها بالا بست.به ندیمه اش گفت:گفتی کیم جونگ این کدوم اتاقه؟؟؟

ندیمه اش گفت:بانو؟؟؟مطمئنین میخواین اینکارو بکنین؟؟؟

یومین با اخم گفت:من بانو نیستم!

ندیمه اش:بله قربان!اتاق 64...تا اونجا راهنماییتون میکنم!

یومین گفت:خیلی ضایع ست که یه پسر ندیمه اش دختر باشه،از امروز به بعد به بخش آشپزخونه می پیوندی.

به سمت اتاق 64 رفت.تک سرفه ای کرد که گلوش نرم بشه.با صدای بلند گفت:آقای کیم؟میتونم بیام داخل؟؟؟

در از داخل باز شد.یومین با چهره ی جدی سه هون مواجه شد.سه هون از دیدن یومین در اینجا تعجب کرده بود.هزارتا سوال داشت که بپرسه اما بجاش گفت:بفرمائید.

یومین داخل شد و به کیم جونگ این تعظیم کرد و گفت:میشه خصوصی باهاتون صحبت کنم؟؟؟؟

جونگ این هم به سه هون اشاره داد تا از اتاق بیرون بره!

 

 

 

 

از پله ها پایین اومد به همراه لوهان.لوهان گفت:بکهیون!این پسره کیم جونهو ئه تنها گارسونمون!اگه بفهمه قراره کمکش باشی خیلی خوشحال میشه!یه دختر هم هست که کارایه آشپزخونه رو میکنه اسمش چوی سویونگه!

بکهیون:بله متوجه شدم!

لوهان:خب.....جونهو بهت توضیح میده که چطور کار کنی!

و بعد رو به جونهو گفت:جونهو هوایِ بکهیون رو داشته باش.

اما بکهیون حواسش جای دیگری بود.با تعجب بهش نگاه میکرد.چه چهره ی زیبا و معصومی داشت.چقدر مهربان و خسته به نظر میرسید.معلوم بود که درد بزرگی رو به دوش میکشه!

چه چشمای درشتی!چه لب های خوش فرمی!چه صورت زیبایی!!!

با چشماش اون دخترو قورت داد.لوهان با انگشت ضربه ای شونه اش زد و گفت:ببخشید؟؟؟؟ایشون همسر منه!

بکهیون سریع خودشو جمع و جور کرد و گفت:نه میدونین من محو مهری که تو صورتشه شدم!منو یاده مادرم انداخت!!!!

لوهان گیج نگاهش کرد و گفت:برو از آشپزخونه یه یونیفرم بردار.

 

 

 

 

 

یه گوشه پشت دیوار،روی زمین نشسته بود.زانو هاشو خم کرده بود و سرش روی زانو هاش بود و گریه میکرد.هق هق میکرد و به زخم بزرگی که روی پاش درست شده بود نگاه کرد.

یکدفعه هق هقش با صدای یه نفری که شنید،قطع شد:چی شده؟؟؟

دخترک با قیافه ی مظلوم به پسر بچه ای که کنارش بود نگاهی انداخت.تقریبا هم سن و سال خودش بود.دامنش رو بالا زد و ساق پاش رو بهش نشون داد و گفت:داشتم میدویدم که خوردم زمین!

پسربچه خیلی جدی نگاهش کرد و گفت:احـــمق!

یه پارچه ی سفید از آستینش بیرون آورد و دور ساق پای دختر پیچید و بلند شد که بره.دخترک با تعجب به جای زخمش نگاه کرد.پارچه ای که دور پاش بسته بود،پارچه ی گرون قیمتی بود.

با گیجی گفت:اسمتو نگفتی؟؟؟

پسر که کم کم داشت دور میشد،گردنش رو برگردوند و بدون اینکه نگاهش کنه،خیلی جدی و محکم گفت:کیم  مین  سوک





نوع مطلب : میکده اکــسو 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
choc
سه شنبه 11 اردیبهشت 1397 12:45 ق.ظ
I have been browsing on-line more than 3 hours today, yet I
never discovered any interesting article like yours. It is
beautiful worth sufficient for me. In my view, if all web owners and
bloggers made just right content as you probably did, the
net might be much more useful than ever before.
choc
دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 09:24 ق.ظ
Hi are using Wordpress for your site platform?
I'm new to the blog world but I'm trying to get started and set up my own. Do you need any coding knowledge to make your own blog?
Any help would be greatly appreciated!
jocuri cu mario
پنجشنبه 10 اسفند 1396 09:01 ب.ظ
این پست ایده ی واضح را برای بینندگان جدید وبلاگ نویسی طراحی می کند که واقعا چگونه است
وبلاگ نویسی کنید
traffic rider cheats
یکشنبه 6 اسفند 1396 12:06 ق.ظ
مقاله بسیار خوب است. من کاملا از این وب سایت قدردانی میکنم

با تشکر!
How do you grow?
پنجشنبه 23 شهریور 1396 11:04 ق.ظ
Your way of telling all in this piece of writing is genuinely
good, every one be able to effortlessly know it, Thanks a lot.
How do you strengthen your Achilles tendon?
یکشنبه 12 شهریور 1396 08:01 ب.ظ
I know this site presents quality depending articles or reviews and other data,
is there any other web site which provides these information in quality?
Jermaine
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 05:11 ب.ظ
It's going to be finish of mine day, except before
finish I am reading this impressive post to increase my knowledge.
Lee Joon Ki
چهارشنبه 2 مرداد 1392 02:07 ب.ظ
اوا خب سه هون استامینوفن منه
پاسخ M O B I N A# : خب حالا میبخشمت
Lee Joon Ki
چهارشنبه 2 مرداد 1392 02:13 ق.ظ
جوجوممممممممآرتی تو كلا نامردی تو داستانها هم همیشه نامردی
كای و سه هون
این تیكه خیلی قشنگ بود:"ببخشید؟؟؟؟ایشون همسر منه!"
دلیل بكی خیلی قشنگ بود"منو یاد مادرم انداخت"
ای جانم نی نی های داستان
خییییییییییییییییییییییییلی قشنگ بود عسیسم
پاسخ M O B I N A# : خانم شوهر مردمو بغل نکن!!!!یعنی چی میگی سه هون بعدش شکلک بغل میذاری؟؟(خخخخخخخخخ)
وای من خودم عاشق اون تیکه ام!
☆ P@rM¡Da Ba€k¥e0l ☆
شنبه 22 تیر 1392 10:55 ب.ظ
خخخخخخ مبین من نصفشونو کپی پیست میکنم فقط
پاسخ M O B I N A# : اونو که میدونم
☆ P@rM¡Da Ba€k¥e0l ☆
شنبه 22 تیر 1392 10:24 ب.ظ
اوخییییییییی اوندوتا بچهه ساینا و ژیو بودن؟؟؟؟اوخیییییییییییی
چانیییییییییییییییی



لا اله الا الله یومین خجالت داره میخای بری پیشه پسره مردم اونم تنهایی
آخیییییی آرتیو سوهو گناه دارن
بکی جان یکم سربزیر باش قورت دادی بدبختو
خیلییییییی قششششنگ بوووود مرسییییییییییییییییییییییییییییی
پاسخ M O B I N A# : پاری خسته نمیشی اینقدر شکلک میذاری؟؟؟؟
من دوتا میذارم سرم گیج میره!
saina
شنبه 22 تیر 1392 10:17 ب.ظ
age tu bachegi ashegh shim ke nemishe bugh dashte bashim
پاسخ M O B I N A# : عاقا بوقتونم با من!!!!!
من بچه خواهرم 5 سالشه!بوق به باد معدش میگه
fo-s مهرسا
شنبه 22 تیر 1392 10:13 ب.ظ
بکی آی لاو یو


مرسییییییی مبینا عاااالی مث همیشه نه بهتر از همیشه
پاسخ M O B I N A# : بکی آی لاو یو تو(جهت برانگیختن حسودی سه هون)
فدات شم عزیزم خیلی انرژی میدی
RTmiss**lumiss
شنبه 22 تیر 1392 10:13 ب.ظ
ای بابا ینی باید سلاح مخفیمم بگم؟
شوما نگران نباشین خودم یکاری میکردم سوهو ولم نکنه!خخخ
پاسخ M O B I N A# : اوه اوه اوه سلاح مخفی
**KimiBa€kh¥uN**
شنبه 22 تیر 1392 09:57 ب.ظ
اوخی...ارتی و شاه هم که جدا شده..
هییییییییی..هیییییییییییی
مرسی مبین جون
پاسخ M O B I N A# : نگران نباش به هم میرسن!
fo-s مهرسا
شنبه 22 تیر 1392 09:46 ب.ظ
پس چی کار میکردی آرتی؟؟؟
پاسخ M O B I N A# : همینو بگو!!!!!
قطعا دو دستی سوهو رو میچسبید
RTmiss**lumiss
شنبه 22 تیر 1392 09:44 ب.ظ
نه نه مبین اگه آرتی واقعی جای اون ارتی داستان بود همچین کاری نمیییکرد!
خخخ
ینی داستان انقدر طول میکشه که به عشق ژیومین هم برسیم؟
پاسخ M O B I N A# : داستان که یکم طولانی هست ولی نه ژیو و ساینا تو همین بچگی عاشق میشن!
sonny
شنبه 22 تیر 1392 09:44 ب.ظ
اخییییییییییییییی...چقدر قشنگ بودددددددد
مبیننننننننننننننننننن...دستت درد نکنه.....
خیلی خوب بود....مرسیییییی
پاسخ M O B I N A# : فدات شم!!!!
چشات قشنگ میبینه!
elahe
شنبه 22 تیر 1392 09:35 ب.ظ
پاری قدرشوبدون...همچین ادمی دیگه گیرت نمیاداااااااااااااااااااا...
من فکرکردم اون دختر لب خوش فرمه که صورتش پرازمهرومحبت بود منم...اصلاخورد توذوقمممممممممممممم...
تیپت منوکشته...جذبت توحلق بندهههههههههههه...
ارتی اسکل گیرت اورده هااااااااااااااااا...
سایناااااااااااااااا...پات اوف شده؟؟؟الان کیم مین سوک واست خوبش موکنه...
مرسییییییییییییییییییییییییی
پاسخ M O B I N A# : من یه همچین پسری بهم نزدیک میشد خودم میکشیدم میبوسیدمش!
اصن الی قصدم فقط گرفتن حالت بود.
جذبه ام بزرگه ها!!!حلقت درد میاد
واقعا آرتی رو اوسکل دیده!فک کن میگه تا وقتی صبر کن که یه بچه هفت ساله شاه شه!
fo-s مهرسا
شنبه 22 تیر 1392 09:32 ب.ظ
هیییی من میگم عاقد میشم عقد الی و النو بخونم تفاهماتتون به حد اعلا رسیده
پاسخ M O B I N A# : یکی بگه اینجا چه خبره؟؟؟؟
elahe
شنبه 22 تیر 1392 09:31 ب.ظ
الننننننننننننبرای بارهزارمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم باهم رسیدیم
پاسخ M O B I N A# : هـاه؟؟؟؟
fo-s مهرسا
شنبه 22 تیر 1392 09:29 ب.ظ
بد دردیه نفر اول برسی بعد تا بیای داستانو بخونی گوشی رو ازت بگیرن
پاسخ M O B I N A# : بد دردیه داداش
fo-s مهرسا
شنبه 22 تیر 1392 09:28 ب.ظ
من مردم بس که به سوهو خندیدم بیچاره آرتی
سه هون جان داری به آیندت نگاه میکنی متعجب نشو یکم دیگه صب کن من طلاق بگیرم آیندت بهت میرسه
جونگ این جونمم ابهتی داره ها عشقم گیر کرد تو حلقم ابهته
بکی این تعریفارو از من کرد؟؟؟؟
یا از الی؟؟؟
ساینا و ژیو تو آپاندیسم خیلی باحال بود عشق کودکی در بینشون وجود داره یا بزرگ میشن عشقشون آغاز میشه؟؟
پاسخ M O B I N A# : سوهو که واقعا خنده است!
سه هون نمیفهمه که،بیشعور هی به بختش لگد میزنه!
بکی این تعریف هارو از تو کرد
Elina
شنبه 22 تیر 1392 09:26 ب.ظ
من تا اومدم نظر بزارم مامیم اومد رفتم سفره بندازم
عالی بود مبین مرسی
حال کردید منو الی دوباره با هم اومدیم
پاسخ M O B I N A# : هوهوهوهوهو منم داستان گذاشتم و رفتم افطار
saina
شنبه 22 تیر 1392 09:25 ب.ظ
kaleye xiuro bezar ru badane ye pesar bache 7sale
taze ghiafam migire
پاسخ M O B I N A# : دقیقا منم داشتم کله ژیو رو روی بدن یه هفت ساله تصور میکردم!
elahe
شنبه 22 تیر 1392 09:22 ب.ظ
من اومدمممممممممممخوش اومدممممممممممممممممم
پاسخ M O B I N A# : خوش اومدی
RTmiss**lumiss
شنبه 22 تیر 1392 09:16 ب.ظ
والا خودمم راضی نیستم ساینا ای ن آرتی داستان زده به مخش!!!
پاسخ M O B I N A# : آخه آرتیه داستان حق داره!!!!هرکی جایه اون بود همین کارو میکرد
saina
شنبه 22 تیر 1392 09:14 ب.ظ
artio pari khak bar saretun chera hamchin tikehayio az dast midin
baki che hize
fadaye khodamo xiu ke kuchikim besham
aaaaaliiiiii bud mobin mer30000000
پاسخ M O B I N A# : میگم ساینا جذبه ی ژیو رو داشت گردن شو برگردوند و گفت:کیم مین سوک

وای یعنی من پوکیده بودم از خنده سر او تیکه
RTmiss**lumiss
شنبه 22 تیر 1392 09:13 ب.ظ
ای پارمیییییدا نچ نچ نچ
هی وایییییی منو اسکول کرده؟؟اه اه اه شاه پررو!
اوخ اوخ من عشق بچگیشم!!
اصن جذبه جونگ این تو حلق سهون!!
زن لوهان کیه؟
شیومین؟؟؟؟؟ الهههههههههههههههی
مبین مرسسسسی من انقدر از این عشق های کلفت و شاهی خوشم میاد که نگووو
مخصوصا اونجاش ک دارن به زن اصلیه خیانت میکنن
مرسسسسسسی
پاسخ M O B I N A# : حلق سه هون درد میگیره ها!
زن لوهان فعلا مهرسا ئه
کلفت چیه ندیمه!!!به خودت توهین نکن
نه حالا زن اصلیه خیلی به شاه عشق میورزه
RTmiss**lumiss
شنبه 22 تیر 1392 09:03 ب.ظ
ای بابا دیر رسیدم!
زودتر پیام بدهههه
پاسخ M O B I N A# : خب داستان گذاشتم رفتم غذا بخورم!
بعدش اومدم اس دادم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30


Admin Logo
themebox Logo

دریافت کد بارش قبل از بالای وبلاگ

Digital Clock - Status Bar

مرجع وبلاگ نویسان جوان

کد موس جاپای گربه




کد موس جاپای گربه