تبلیغات
SCENT OF loVe - میکـده اکــسو قسمت دوازدهم

مینویسم برای عشـق

میکـده اکــسو قسمت دوازدهم

نویسنده :M O B I N A#
تاریخ:یکشنبه 23 تیر 1392-02:08 ب.ظ



بچه ها به کوثر نگیدا !!!!الان دارم غیر مستقیم عکس از ســه هــون میذارم!

غیر مستقیمو حال کنین!!!!
ادامـــــه....


"قســـمت دوازدهـــم"

"ســه شب بــعد"

بکهیون لباس کار پوشیده بود.با حالت پرسش گونه ای گفت:هیونگ؟واسه چی گفتی اینجا کار کردن خطرناکه؟؟؟اینجا که هیچ خطری نداشته!!!

جونهو لبخند جالبی زد و گفت:خب فکر کن از امشب خطرتاش شروع بشه!

بکهیون:نه بابا!این چه حرفیه!کله مشتریاتون یه مشت پیرمرد خوش اخلاق و مهربونن...

جونهو دیگه از خنده ریسه میرفت.در ذهنش هم داشت به خوش خیالی بکهیون میخندید!

بکهیون به سمت یکی از میزها که تازه مشتری پشتش نشسته بود رفت و گفت:شبتون بخیر آقایون چی میتونم براتون بیارم!

یکی از اون مردها نگاه زیرکی به بکهیون کرد و عمدا کلیدش رو روی زمین انداخت و گفت:جَوون!بی زحمت این کلید مارو بده!

بکهیون داشت تو دلش میگفت:مگه مرض داری؟؟؟چرا کلیدتو میندازی آخه؟؟؟
خم شد و خواست کلید رو برداره که یکباره کل بدنش یخ زد.داشت چی رو احساس میکرد.دست یه نفر روی.......روی.....روی........ب///اس////ن////ش بود!!!؟؟؟؟؟

سریع کلید رو برداشت و صاف ایستاد.از نگاه کثیف مرد حالت تهوع گرفت.کلید رو روی میز گذاشت و با سرعت از اونجا دور شد.

رو به جونهو گفت:این چه وضعشه؟؟؟من دیگه اینجا کار نمیکنم!!!

ناگهان صدایی در کل وجودش طنین انداخت:" از اونجایی که دیگه الی نا جون رو نمی بینی"

از حرفی که زده بود منصرف شد.جونهو گفت:فکر کردی چرا اینجا من تنها گارسونم؟؟؟چون هزار نفر قبل تو اومدن و نتونستن دووم بیارن!

بکهیون با اخم گفت:آخه اگه مست بود یه حرفی ولی هنوز حتی چیزیم سفارش نداده!

جونهو نگاه عاقل اندر سفیهی بهش انداخت و رفت به سمت همون میز تا سفارششون رو بگیره.

نیمه شب از راه رسید.لوهان گرامافون(درست نوشتم؟؟) ته سالن رو روشن کرد و صدای موسیقی پخش شد.کل میکده پر شده بود از دود غلیظ و بوی الکل.سرگیجه به سراغ بکهیون اومد.

داشت از میکده بیرون میرفت تا یه هوایی عوض کنه،که سویونگ گفت:ببخشید،آقا بکی؟میشه این آشغالا رو هم بذارید بیرون؟؟؟

گفت:آره چرا نشه؟؟؟

و زباله هارو برداشت و با خودش بردشون.

 

 

 

 

داشت توی حیاط قدم میزد.با اینکه شغل بی آبرویی بود ولی درآمد خوبی داشت.

صدایی از پشت سرش شنید:ته یون بانو؟

برگشت و پارک چانیول رو دید.تعظیمی کرد و به سمت اتاقش به راه افتاد.دو دست دور کمرش قفل شد و مانع حرکتش شد.دوس داشت برای همیشه توی این آغوش فرو بره و لذتشو با تمام وجود حس کنه ولی....نمیتونست!میدونست که هیچ وقت نمیتونه ماله چانیول باشه.

کلمه ای که توی گوشش زمزمه شد،کل بدنش سست شد:"دوست دارم"

اما میدونست پارک چانیول برای چی این حرف رو زده.دستش رو روی دستای چانیول گذاشت و با حرص اونا رو از دور کمرش باز کرد،برگشت و سیلی محکمی به چانیول زد.

چانیول هنوز توی شک سیلی بود،که،ته یون بانو گفت:چقدر زشته،یه مرد برای طبیعی ترین غ|ر|ی|ض|ه اش بخواد به دروغ بگه دوست دارم...

و در حالی که با اولین قطره ی اشکش میجنگید،از اونجا دور شد.

اما باز هم زیاد دور نشده بود که پارک چانیول مچ دستش رو گرفت.سر ته یون بانو رو به سینه اش چسبوند و گفت:من از ته دلم گفتم که دوست دارم نه واسه چیزای دیگه!البته.....حق داری!هرکی جای تو بود عمرا این حرفو از من باور نمیکرد.ولی....

ته یون بانو سرش رو توی سینه ی چانیول فرو برد و به هق هق افتاد.

 

 

 

 

کیم مین سوک،پسر بامزه ی شاه،توی حیاط دنبال گربه اش میگشت.گربه ی سفیدش از دستش فرار کرده بود و حالا نگران به دنبالش میگشت.اسمشو صدا میزد:کَتی؟؟؟کتی کجایی؟؟؟؟

یهو یه دختر بچه در حالی که یه گربه ی سفید رو نوازش میکرد،اومد جلو و گفت:دنبال این میگردی؟؟

مین سوک سریع اون حالت مضطربش رو رها کرد و قیافه ای جدی به خودش گرفت و گفت:ممنون که پیداش کردی ولی.....فکر نکنم نیاز به تشکر باشه!

دختر که قیافه ی خیلی مهربونی داشت،گفت:نه!نیست!چون اون دفعه هم تو به من کمک کردی!الان من جبران کردم!!!

مین سوک با همون چهره ی سرد گفت:پات خوبه؟؟؟

دختر بچه با لبخند نازی،به نشانه ی تایید،سرش رو به بالا و پایین تکون داد.

مین سوک کوچولو،گربه اش رو در آغوش گرفت و گفت:کتی؟یه بار دیگه فرار کنی،سرتو میبرم!!

دختر بچه لبخند بزرگتری زد و گفت:اسم من سایونا ست!

مین سوک:خب؟؟؟چیکار کنم؟؟؟؟

سایونا با اخم گفت:من اومدم اینجا چون گفتن،قراره همسره آینده تو باشم!

مین سوک نگاهی به سر تا پای سایونا انداخت!نه دختر زشت و نامرتبی هم نبود،اما واقعا دلیل اینجا بودنش همین بود؟؟؟نچ نچی کرد و به همراه کتی از اونجا رفت.

 

 

 

 

 

مرد مرموز،وارد میکده شد.کیونگ سو رو پشت همون میز دفعه ی قبل دید و رفت پیشش!

بعد از مطمئن شدن از اینکه کسی به اونا توجه نمیکنه،پوشه ای روی میز گذاشت و رو به کیونگ سو گفت:تمام جزئیات حمله به کالسکه ی فرستاده ی انگلیس توی این پوشه هست.

بکهیون بر سر میزشون اومد و گفت:چی میل دارید؟؟؟

مرد مرموز گفت:من که دارم میرم!

کیونگ سو هم پوشه رو برداشت و گفت:خیلی ممنون آقا ولی منم دارم میرم!

بکهیون با حالت مشکوکانه ای به اون پوشه نگاه کرد.خیلی دلش میخواست بپره بره بازش کنه ببینه چی توشه!!!!اگه تا آخر این هفته اطلاعاتی بیرون نبره یه بلایی سر الی نا می اومد!



نوع مطلب : میکده اکــسو 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
How do you treat a sore Achilles tendon?
دوشنبه 13 شهریور 1396 01:16 ق.ظ
Hello there, I believe your website might be having internet browser
compatibility issues. When I look at your site in Safari, it
looks fine however, if opening in Internet Explorer, it has some overlapping issues.
I merely wanted to give you a quick heads up! Other than that, great site!
BHW
دوشنبه 28 فروردین 1396 07:56 ب.ظ
magnificent points altogether, you simply received a emblem new reader.
What would you suggest about your publish that you
made some days in the past? Any sure?
BHW
جمعه 18 فروردین 1396 01:21 ب.ظ
Piece of writing writing is also a fun, if you be acquainted with afterward you can write or else it is complex to write.
Lee Joon Ki
جمعه 4 مرداد 1392 04:22 ق.ظ
خیییییییییییییییییییییلی قشنگ بود
بیچاره بكی
آقا بكی
ای جانم یهو یاد سریال جومونگ 3 افتادم وقتی تیكه ی ژیو ساینارو خوندم
پوشه ی چه رنگی بوده؟الهی بكی
sang Han min
-
جیییییییییییییییییییییغ!!!ب دلیل بیان احساسات بوووووووووووووود
پاسخ M O B I N A# : احساساتاتو اینقدر بلند بیان میکنی؟؟؟؟؟فدات عینه خودمی
☆ P@rM¡Da Ba€k¥e0l ☆
-
نظرم درمورده داستان!!!!
پاسخ M O B I N A# : هاه؟؟؟
negar
سه شنبه 25 تیر 1392 04:29 ق.ظ
مننننن دارم منفجرررررر میشممممممم8)
دراما
میکشمشششششششششش
عوضیییییییییییییییییییییییییییییییییییی
پاسخ M O B I N A# : کیو؟؟؟؟؟نگار اروم باش!
☆ P@rM¡Da Ba€k¥e0l ☆
دوشنبه 24 تیر 1392 10:09 ب.ظ
میگمااااااااا من نظرمو مگه نفرستادممممممممممم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پاسخ M O B I N A# : چه نظری؟/؟؟؟/
elahe
دوشنبه 24 تیر 1392 10:04 ب.ظ
دختره خوشگللللللللللللللللللللل نیس...ادم زورش میاد...این همه دخترخوشگل هس بعداینوانتخابیدن که اصلابه لوهان نمیاد...
پاسخ M O B I N A# : واقعا!این همه دختر خوشگل.......منو میبردن حداقل!
elahe
دوشنبه 24 تیر 1392 09:56 ب.ظ
من عاشق اون تیکه هایی ام که لوهان به دختره عشقولانه نگاه میکنه...یاد نگاهای خودم به بکی افتادمممممممممممممممممممممممم
پاسخ M O B I N A# : آره.....منم یاده وقتی می افتم که هیز نگاه میکنم به سه هون!!!!
ولی خدایی دختره خیلی زشته
elahe
دوشنبه 24 تیر 1392 09:55 ب.ظ
من تیکه ی اولشودوست داشتمممممممممممم...
واااااااااااای مبین به کروات سه هون توجه کنننننننننننن...توجه کردییییییییییییییییییییییییییییییییی؟؟؟مبین سه هون خیلی باحااااااااال شده هااااااااااااااااااااااااااااا...
پاسخ M O B I N A# : کراواتش منو خفه کرد دیگه یادم نیار!!!!
ولی سه هون همه اش نصفه اش تو کادر بود!!!!
میگم به نظرت الان دی او زندست؟؟؟؟؟
elahe
دوشنبه 24 تیر 1392 09:54 ب.ظ
یه چیزبگم؟؟؟من الان یه حسی دارم که نمیتونم توصیف کنم...هیچیییی نمیفهمممممممممممممممم...ینی مردم؟؟؟ولی...
پاسخ M O B I N A# : احتمالـــــــــــــــــــــــا دبگه
elahe
دوشنبه 24 تیر 1392 09:45 ب.ظ
ولی هنوزم زیاد جوگیرنشدمممممممممممماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااایه دونه بزن منو...
پاسخ M O B I N A# : شققققققققققققق
زدمت حالا چی؟؟؟؟
ولی جدا آهنگ ولف به درد اون تیکه دعوائه نمیخورد!!!!
elahe
دوشنبه 24 تیر 1392 09:42 ب.ظ
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.من مرگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ...
پاسخ M O B I N A# : خب حالا یکم زنده شو!
elahe
دوشنبه 24 تیر 1392 09:41 ب.ظ
میدونی چی شد؟؟؟کل این مدت بدون صدانگاه میکردم...خاک توسرممممممممممممممممممم...من مرگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ

________________\/\/\/\/\/\/\/

تسلیت عرض میکنم...مانتونستیم واس دوستتون کاری انجام بدیم...دچارحمله ی قلبی شدن...روحم شادویادم گرامی باد...
پاسخ M O B I N A# : الههههههههههههههههههههههه پس شما چه غلطی میکردین.....این بنده خدا از دست رفت
elahe
دوشنبه 24 تیر 1392 09:32 ب.ظ
به مرگ خودت بگویه ذره احساسات توروپیداکرده باشم...بذاریه باردیگه ببینم...
پاسخ M O B I N A# : برو یه بار دیگه ببین چون من الان خیلی نرمالم وضعم اینه!!!!الان اکسوتیکای کل دنیا رو هوان من الان تو اف بی ام!!!!
میری تو پیج جک خنده دار داره از اکسو و ورژن دارماش حرف میزنه!
elahe
دوشنبه 24 تیر 1392 09:31 ب.ظ
واااااای .لی من اینجوری نشدم...فقط موقعی که لوهان به دختره نگاه میکرد من یه جوری میشدم...وگرنه کریس واسم تازگی نداشت...
پاسخ M O B I N A# : الهه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
واقعا الان ریلکسی؟؟؟؟؟؟؟؟؟جدی میگی یا داری منو دست میندازی!!!!
از کله اون ویدئو فقط کریسو دیدی؟؟؟؟؟من لبای نیم گوشتیه لوهان میدیدم ضعف میکردم!
elahe
دوشنبه 24 تیر 1392 09:29 ب.ظ
پس چرامن مثل تونشدم؟؟؟من ازشام که برگشتم دیدم تموم شده...بعدکریسودیدم...
پاسخ M O B I N A# : الهه......من احتمال میدادم موجودات فرا زمینی احساساتو جویدن...........آخه تو چطور الان خونسردی؟؟؟؟؟من الان دارم تی شرتو تو تنه خودم پاره میکنم!
elahe
دوشنبه 24 تیر 1392 09:28 ب.ظ
الان به چه دلیل شمااینجوری شدی دخترم؟؟؟این که هیچی نداشت...
پاسخ M O B I N A# : هیچی نداشت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟من اون لوهان گور به گور شده رو دیدم سه بار سکته ناقص زدم دیگه حالا سه هون و دی او و شووور مو قرمز و اینا بماند!
اصلا اون دسته که کریس گذاشت رو شونه ی لوهان منو تو افق محو کرد
elahe
دوشنبه 24 تیر 1392 09:27 ب.ظ
توهم زدیااااااااااااااااا...منظورم ازکیس ب...وسه...حالابه نظرت کیس داشت؟؟؟
پاسخ M O B I N A# : آها من خوندمش کِیس
پارت دومش داره حتما!
elahe
دوشنبه 24 تیر 1392 09:26 ب.ظ
پس چرامن اینجوری نشدمممممممممممممممم؟؟؟من الان یه حس معمولی دارم...روزبه روز دارم بی احساس ترمیشم...خاک توسرم...
پاسخ M O B I N A# : الهه وقتی دانش تموم شد من یه جیغی زدم که فک کنم صدام تا طبقه سه رفت!
بابام بم میگه:مبین.....باز کدوم چلغوزی آهنگ جدید خونده!!!!!
دیگه دستمم واسه خانوادم رو شده!
elahe
دوشنبه 24 تیر 1392 09:20 ب.ظ
مبینالوهان چه ناااااااااااااااازشده...چانی که دیگه هیچییییییییییییییییی...شوهرموقرمزمو دیدیییییییییییییییییی؟؟؟
پاسخ M O B I N A# : الـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــهه من میخوام برم دکتر.......قلبم الان افتاده رو تخت مغزم حس میکنم ذوب شده!!!!!!
کصافطا......اس ام قصد جونه منو کرده!
جمعیت کل جهان 7/000/000/000 ئه
من نباشم میشه:
6/999/999/999
اس ام اینو فهمیده و میخواد منو جوون مرگ کنه
elahe
دوشنبه 24 تیر 1392 09:19 ب.ظ
ولی چراهیچ کیسی نداشت؟؟؟البته ادامه داره هنوزززززززززززززز...
پاسخ M O B I N A# : چرا دیگه کیس هم داشت!
اول اینکه کریس این وسط چه نقشی داشت!!
دوم خوده لوهــان بود!!!!
سوم دختره بود!
چهارم اونا واسه چی دنباله لوهان بودن!
این همه کیس تازه کیس های بیشتری هم داشت من حالم خوب نیست که بگم
elahe
دوشنبه 24 تیر 1392 09:18 ب.ظ
مبیناااااماله منم تمومممممممممم شد...ولی چه قدرکم بود...فقط3دقیقه بود...
پاسخ M O B I N A# : الههههههههههههههههههه من الان داغونم!!!!!من الان هیچی حس نمیکنم من الان بین زمین و آسمونم!!!!!الهه وااااااااای سرم داره گیج میره!
elahe
دوشنبه 24 تیر 1392 08:43 ب.ظ
اوه اوه...افطارداره میشهههههههههههههه...من رفتم بترکممممممممممممممم...بایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
پاسخ M O B I N A# : شد هشتاد درصدااااااااااااااااااااااا!
---------------------------------------------
الهه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا تمام شد!!!!!ایووووووول
elahe
دوشنبه 24 تیر 1392 08:41 ب.ظ
نه بابا دوست سابق چانیهههههههههههههههههه...باورت میشهههههههههههههه؟؟؟البته کاملامطمئن نیسم...ولی فکرکنم خودشه...
پاسخ M O B I N A# : هاه؟؟؟؟
من برم افطار...... !!!!!
شد 60 درصد!!!
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
elahe
دوشنبه 24 تیر 1392 08:38 ب.ظ
لوهان بوقش ازرولبه انگار...میدونی دختره کیههههههه؟؟؟حدس بزنننننن...
پاسخ M O B I N A# : کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی؟؟؟
نگو از اس ان اس دیه که خودمو تیکه تیکه تیکه تیکه تیکه تیکه تیکه تیکه میکنم
خخخ 58 درصد....اِه....شد 59 تا
elahe
دوشنبه 24 تیر 1392 08:37 ب.ظ
کوفتتتتتتتتتتتتت...الان داری دل منومیسوزونی؟؟؟هر دوثانیه یه بارمیگه انقدرش تموم شد...
پاسخ M O B I N A# : تازشم 57 درصد شد!
میگم به خدا گفتم این دانلود شه من یه هفته هیچی دانلود نمیکنم!
elahe
دوشنبه 24 تیر 1392 08:37 ب.ظ
الان اب ازلبو لوچم راه افتاده...خداکنه منم بتونم دان کنم...
پاسخ M O B I N A# : خب برو تو نظراته همین پسته دانلودش بگو که اگه میشه یه لینک دیگه هم بذارن براش!!!

یوهووووووووووووووووووووو 56 درصـــــــــــــــــــــــــد
elahe
دوشنبه 24 تیر 1392 08:36 ب.ظ
کای رومیدونم...تو تیزرش دیدم...ولی انگارلوهانم بوقققققق داره...
پاسخ M O B I N A# : من کله قضیشو نمیدونم ولی فک کنم از این دعواهای رفیق فابریک و این چیزا باشه....
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30


Admin Logo
themebox Logo

دریافت کد بارش قبل از بالای وبلاگ

Digital Clock - Status Bar

مرجع وبلاگ نویسان جوان

کد موس جاپای گربه




کد موس جاپای گربه