تبلیغات
SCENT OF loVe - نبض احساس Ep 6

مینویسم برای عشـق

نبض احساس Ep 6

نویسنده :Mrs.Lee
تاریخ:شنبه 29 تیر 1392-10:11 ب.ظ



خخخ...سلام ب جان خودم نمیدونم قسمت چندمه باید بشینم مرتبشون کنم

به نام خدا

باباخاست حرفی بزنه...ولی فقط بلندشدم..اروم رفتم سمت در..بازش كردم...لوهان روبه روم بود نگاهش نگران بود...اومدسمتم...رفتم سمت پله ها...پله ی اول...پله ی دوم...روپله ی سوم نشستم..یعنی انقدربی ارزشم؟هوان انقده نامرده؟...

-سوآ

لوهان بود.نشسته بود كنارم....دستاموبردم بالا و گذاشتم روگوشام باصدای ضعیفی تكراركردم:نمیخوام بشنوم....نمیخوام صداتوبشنوم....ازت متنفرم...ازهرچی پسره متنفرم

صدای هق هقم وصدای مامان و بابا ك داشتن باهم حرف میزدن تو خونه پیچیده بود...لوهان منگ بود...نمیذاشتم حرف بزنه...دوییدم تواتاق و دروقفل كردم...همونجاروزمین نشستم...من كیم؟چی اززندگیم میدونم؟هوان چرااینكاروكرد؟چراعاشقم نیس؟چراعاشقش نیسم؟چرابازیم داد؟....خنده م گرفت همیشه من بودم ك سرب سربقیه میذاشتم ولی حالا توبازی زندگی این هوان بود ك سربه سرم گذاشته بود...عكسوجلوم گرفتم...دختره شیك بود...خوشگل بود...ظریف بود...دستش تو دست هوان بود...سرش روشونه ی هوان بود...چرامن هیچوقت نتونستم بش بگم دوسش دارم؟مگ اصلا دوسش دارم؟

نمیدونم قد فكركردم ولی وقتی ب خودم اومدم ك هاایون داشت پشت درخودشو میكشت...بش گفتم بره...گفتم وقت میخام...وقت میخام تا بشناسم..خودمو..زندگیمو...اطرافیانمو..،روتختم مچاله شدم و گوشیموبرداشتم..كلیدتماسو زدم...ی بوق دوبوق...سه بوق..بالاخره جواب داد...

-سلام سوآ..خوبی؟

چراهیچوت بم نمیگه عزیزم؟...

اروم گفتم:هوان؟

-سوآ؟چراصدات اینجوریه؟چیزی شده؟

-میشه بگی اون كیه؟

-كی كیه؟سوآ خوبی؟

لحنم اروم بود..شایدواس اینك هنوز توشوك بودم..

-همونك سرروشونه ت میذاره..همونی ك خوشگله...

جاخورد:سوآ...

 

گریه م گرفت:هوان میشه تمومش كنیم؟...دارم داغون میشم هوان...دم میخادبمیرم..

-بذاقبلش همدیگه روببینیم..

-ن هوان...بذارش واس بعد..نمیخام چیزی بشنوم...تماسو قطع كردم و روتختم درازكشیدم..چشمامو بستم و خابیدم...

 

 

یك روز..دوروز گذشت و من همچنان اصرارب موندن توی اتاق و سكوت داشتم...شكست عشقی نخورده بودم..خودم شكسته بودم..بازم صدای دربلند شد

-نمیخورم...

دربازشد...سرشوازلای درآورد تو:میشه بیام تو؟

لوهان بود...نمیدونم چرا ولی ی لحظه حس كردم دلتنگم...اومد تو..روتخت نشست...كنارم نشست...نگاهم كرد:نمیخای باهتام دعواكنی؟

چقددلم میخاس سریكی دادبزنم تا خالی شم...

سرشوانداخت پایین:اومدم واس خداحافظی...ازكارم اخراج شدمخانوم كوچولو...یعنی اخراج نشدم...صاحب كارم دیگ نمیخاد ببینتم...منم بایدبرم تاحضورم آزارش نده..

توچشمام نگاه كرد:مگه نه؟

داشت میرفت؟لوهانم داشت میرفت؟خوب بره...اونم ی پسره..یكی مث هوان...

نگاهموازش گرفتم ك گفت:داغون نكن خودتو سوآ...تو محكمی...دیریازود دوباره روپای خودت وایمیسی...هروقت دلت خاست بهم زنگ بزن...

سكوت كردم...رفت...درو بست...دلم میخاست بمونه؟ن...باید میرفت...اون همونی بود ك وادارم كرد ب اون مهمونی برم...

.

.

.

.

.

.



نوع مطلب : نبض احساس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
How do you treat Achilles tendonitis?
دوشنبه 13 شهریور 1396 05:20 ق.ظ
Good post. I learn something totally new
and challenging on sites I stumbleupon everyday. It will always be exciting to
read content from other writers and use something from their web sites.
BHW
یکشنبه 27 فروردین 1396 03:59 ق.ظ
I like reading through an article that will make
people think. Also, thanks for permitting me to comment!
نلی
یکشنبه 6 مرداد 1392 04:43 ق.ظ
ای بابا خوب این باباهه یه ذره آرومتر میگفت
آبحیمون افسردگی هاد گرفته
این هوان چه رویی دارهههه
دستت ندردهههههه
☆ P@rM!Da Ba€k¥e0l ☆
یکشنبه 30 تیر 1392 12:35 ق.ظ
وایییییییی.....رفتتت؟؟نه نرووو...چرا بروو.،لوهان بیا پیشه منننن..هییییییی....
مبین انقد نخند دهنت از جا در میاد بخدا
مبینا
شنبه 29 تیر 1392 11:38 ب.ظ
نه شکلک حال میده.....

بنده خدا هوان کف پاش خارید
پاسخ Mrs.Lee : پشششششش
مبینا
شنبه 29 تیر 1392 11:36 ب.ظ
تو که بلیط نگرفتی چطور میخوای بزنیم؟؟؟؟؟؟؟؟



برگه امتحانیو داشتی؟؟؟؟؟؟خدایی سئوال امتحان به این توپــی!!!!!
پاسخ Mrs.Lee : اعتیاد پیداکردی تو هم ب شکلک
مبینا
شنبه 29 تیر 1392 11:34 ب.ظ
سئوال امتحانی:

هــوان چیست؟؟؟[بارم 2 نمره]

پاسخ:

در فن فیک ها نماد فردی خائن را دارد و انگار نافش را با خیانت برده اند و کلا علاقه ی شدیدی به خیانت دارد هر رابطه ای را هم که شروع میکند به امید خیانت کردن است.
__________________________
1/5
___
2


دانش آموز:اوا خانوم من که کامل توضیح دادم چرا نیم نمره بهم ندادین؟؟؟؟

معلم:عزیزم....شما یادتون رفته بنویسید هوان فردیه که به عشق خیانت شب ها میخوابه و به عشق خیانت صبح از خواب بیدار میشه

دانش آموز:ای وای.....راست میگیدا....چطور یادم رفت؟؟؟؟
پاسخ Mrs.Lee : مبیناااا توکلاالان یاددرسافتادی؟؟؟
مبینا
شنبه 29 تیر 1392 11:31 ب.ظ
سوآ حرص نخور هوان به منم خیانت کرد!!!!
یادته کوثر.......کلا کوثر تو داستانت همیشه این هوان بیچاره خیانت میکنه!!!!!
پاسخ Mrs.Lee : مبینااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا میزنمتااااااااااااااااااااااااااا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo

دریافت کد بارش قبل از بالای وبلاگ

Digital Clock - Status Bar

مرجع وبلاگ نویسان جوان

کد موس جاپای گربه




کد موس جاپای گربه