تبلیغات
SCENT OF loVe - میکده اکـسو قسمت هـفدهـم

مینویسم برای عشـق

میکده اکـسو قسمت هـفدهـم

نویسنده :M O B I N A#
تاریخ:سه شنبه 1 مرداد 1392-06:41 ب.ظ


سلام مردم!

عاقـــا نمیدونم کیو شاهد بگیرم!!!!به خدا من دیگه برگشتم وبلاگ و الان در حضور فعال به سر میبرم ولی این نت ما مشکل داره داداشم داره درستش میکنه واسه همین هی قطع هی وصل هی قطع هی وصل

غــــــــــــزال جان به جونه خودم قسم از دستت اصلا ناراحت نیستم!عذاب وجـدان نگیر خـاله!!!

شـب میام دوباره.....دو تا پارت پر ملات تر میــــذارم!!!

"قسـمت هفــدهـم"


همه توی سالن طبقه ی اول جمع بودن.بکهیون،لـوهان رو که میدید خجالت میکشید،سر به زیر می انداخت و میرفت.هرکس مشغول انجام کاری بود.صدای تق تقِ کفش سونگهو توی پله ها به گوش رسید.سونگهـو آرام و با متانت از پلـه ها پایین اومد و در طی سالـن قدم زد.لـوهان انتهای سالـن،پشت یکی از میز ها نشسته بود و حساب و کتاب میکرد.

سونگهو آروم قدم برمیداشت و مستقیم به سمت لـوهان میرفت.بالاخره به او رسید و دقیقا کنارش ایستاد.

همه دست از کار کشیده بودن و فقط به اون دو نفر نگاه میکردن.هه سون پشت اوپـن ایستاده بود!میخواست ببینه قضیه چیه!ناگهان سونگهو دستش رو بالا برد و سیلی محکمی به صورت لـوهان زد.

لوهان به قدری شوکه شد که حتی نتونست چیزی بگه و فقط به عصبانیت به سونگهو نگاه کرد.سونگهو با همون آرامش قبلیش گفت:حتی اگه منم از روی بزرگواری کار دیشبت رو نادیده بگیر،تو دیگه حق نداری همچین جسارتی بکنی!

و دوباره به سمت پله ها رفت و با همون آرامش به سمت بالا برگشت!

هه سون با داد گفت:خاک تو سرت لـوهان...همین مونده بود خانواده ی شاه باهامون لج کنن....خیلی همه کارات قانونیه....بیا هی زرت زرت هم دردسر بتراش.

لوهان با داد گفت:مگه من چیکار کردم!!!!آدم مست مگه تعادلش دسته خودشه؟؟؟

هه سون پوزخندی زد و گفت:مست دیگه آره؟؟؟؟از کی تا حالا تو با دو تا قطره مشروب مست میشی؟؟؟

کریس:راست میگن خانم،رییس دیشب شما خیلی کم نوشیدین.....قطعا اون مقدار شمارو مست نمیکرد.

بکهیون با بغض گفت:پس مست نبودی و پاکیه منو به فنـا دادی؟؟؟

لـوهان با تعجب گفت:چیتو؟؟؟

سویونگ:بابا ول کنین رئیس بنده خدا رو....آقا بکی....اینجا همینه که هس!ماها دیگه عادت کردیم....رییس شبا چه مست کنه چه مست نکنه دلش چیز میخواد.....حالا من نوعه چیزشو نام نمیبرم!

و بعد با صدای بلندتری اضافه کرد:قـابل توجه بعضیا.....مشکل دارن برن یه جای دیگه!

لـوهان لبخندی به پنهای صورت زد و گفت:سویونگ....حقوقت شد سه برابر!!بعدا بیا دفترم یه تشویقی هم بهت بدم!

***

آقای مین:آفرین دخترم،مهارت های شمشیرزنیت خیلی بهتر شده!!!!

یومین شمشیرش رو زمین گذاشت و گفت:بله پدر جان!تازه الآن در تلاشم تا یه محافظ برای خودم پیدا کنم که میتونه این مهارتامو به حد اعلا برسونه!

آقای مین گفت:من برات ی خوبشو پیدا میکنم دخترم!

یومین سریع گفت:نه پدر جـان من یه نفر رو مد نظر دارم و الان دارم راضیش میکنم که بیاد محافظم بشه!

آقای مین:دخترم واقعا خوشحالم که بالاخره به خودت اومدی....من باید برم یه سری کار دارم!
یومین:بله پدر جـان به سلامت!

همینکه پدرش رفت،ندیمه اش جلو اومد و گفت:قربـان!من کـیم جونـگ این رو تعقیب کردم و معشوقه اش رو دیدم!اون زنه اسمش هـان هه سونه و شوهر داره و همینم مانع رسیدنش به جونگ این میشه...شوهرش یه آقایه به اسم لـو هان که صاحب میکده اکـسو ئه!

ناگهان یومین گفت:چــــــی؟؟؟میکــده اکسو؟؟؟؟جـان من راس میگی؟؟؟

ندیمه که تعجب کرده بود گفت:بله سرورم.....اِه....سه هون!

یومین برگشت و گیچ به پشت سرش نگاه کرد.سـه هون رو دید که داره به سمت در میره.دوید سمتش و گفت:سلام سـه هون!خوبی؟؟؟؟

سه هون با اخم به یومین نگاه کرد و برگشت که راهش رو بره اما یومین متوقفش کرد و روی پنجه ی پـا ایستاد و یه ب//و//س//ه ی هولکی به لـ||ب های سه هون زد.سـه هون دوباره عصبانی شد و گفت:تو خجـــالت نمیکشی؟؟؟؟

یومین با لبخند بزرگی گفت:نـــه!!!....مگه خجالت داره؟؟؟
سـه هون چشماش شد دوازده تا با تعجبی بسی بیشتر گفت:تو واقعا خجالت نمیکشیم!!!!اگه من دختر بودم یا تو دختر بودی یه چیزی اما ما دو تامون پسریم!!!!

یومین برای یه لحظه پشیمون شد از اینکه داره وانمود میکنه که پسره ولی سریع گفت:دلـم میخواد عشقم کشید!!!!

سه هون نچ نچ نچی کرد و رفت.



نوع مطلب : میکده اکــسو 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
orthopedic shoe lifts
چهارشنبه 26 اردیبهشت 1397 10:00 ب.ظ
If some one wishes expert view regarding running a blog afterward i recommend him/her to pay a quick visit
this web site, Keep up the fastidious work.
How much can you grow from stretching?
دوشنبه 13 شهریور 1396 02:34 ق.ظ
I am curious to find out what blog system you're utilizing?
I'm having some minor security issues with my
latest blog and I would like to find something more
safe. Do you have any solutions?
BHW
دوشنبه 28 فروردین 1396 07:59 ب.ظ
always i used to read smaller content that also clear their motive, and that is also happening
with this paragraph which I am reading at this place.
Lee Joon Ki
سه شنبه 22 مرداد 1392 06:10 ق.ظ
اوهو شاهزاده خانم
دیالوگ های هه سون منو كشته"زرت و زرت دردسر بتراش"
پاكی منو به فنا دادی
نوع چیزشو نام نمیبرم
این قسمت تركیدم از خنده خیــــــــــــــــــــــــــلی قشنگ بود خیـــــــــــــــــــــــــــــــــلی
پاسخ M O B I N A# : هه سون یکی از شخصیت های اصلی این داستانه!!!من تا آخر عمر مدیونشم!
بگو کره بز تو پاکیت کجا بود؟
نه نبر
بخند جوون میشی
نلی
یکشنبه 6 مرداد 1392 04:25 ق.ظ
نگار بی اعصاب بی ادب بی شخصیت
بکهیون گیجولی
الی پاچه خوار
مبین جان تو هم که هی راه برو این سه هون بدبختو کی..سش کن
پاسخ M O B I N A# : نلی به جان تو اینقدر حال میده که وقتی یکی خوشش نمیاد هی ببوسیش!من این قضیه رو به دفعات بسیار تجربه کردم!وااااااااااااااااااااااای یعنی حالی که داره ها بی وصف و توصیفه
☆ P@rM¡Da Ba€k¥e0l ☆
چهارشنبه 2 مرداد 1392 09:42 ق.ظ
کوفتو کوفوت مبینننن...بنده خیلیم چهره ی فرهنگی هستم..منو با خودت اشتب نگیر ...بعلههههههههههه
پاسخ M O B I N A# : چهره فرهنگی؟؟؟؟جاااااااااااااااااااااااااااااانه من؟؟؟؟
elahe
چهارشنبه 2 مرداد 1392 03:01 ق.ظ
بابا نگاااااااااااااار...چه حالی دادی به این اقای لوهان...تودیگه کی هستیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی...
دلیل اصلیه ازدواج لوهان چی بوده؟؟؟کرم داشته هااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا...
مرسییییییییییییییییییییییییییییییی
پاسخ M O B I N A# : نه کرم که فقط مختص پاریه
negar
چهارشنبه 2 مرداد 1392 01:15 ق.ظ
evaaaaaaaaaaaaa hal kardam zadam too gushesha beram ghesmate bad
پاسخ M O B I N A# : خخخخخخخخخخخخ آره مهرسا هم با اینکارت خیلی حال کرد!
fo-s مهرسا
چهارشنبه 2 مرداد 1392 12:07 ق.ظ
هییییی من چغده بدبختم با لوهان این واس چی ازدواج کرده!! میگم مبینا این لوهی سربه راه میشه که میره با نگار؟!!
بکی بیچارههههه خخخخخ ایول نگار از طرف من یکی دیگه محکمتر هم میزد
من از یومین خوشم میاد بعله به چیزی که میخواد میرسه با این اخلاقش سه هونم همچین ناراضی نیس خخخخخ
خیلی قشنگ بودم چشم به صفحه سفید شده بود بس که اومدم و رفتم
ممنننوووون عااالییی بود مبینا
پاسخ M O B I N A# : به نگار غبطه بخور!!!!!حقتو از لــوهان میگیره!!!!
سه هون اگه ناراضی بود که الان منو دو قاش میکرد....من دارم تند تند خودمو به سه هون بند میکنم که شما هارو با خیال راحت به هم برسونم
هه هه هه هه
**KimiBa€kh¥uN**
چهارشنبه 2 مرداد 1392 12:03 ق.ظ
اسغفرالله...مثلا؟؟؟
پاسخ M O B I N A# : بیخیال بابا برادران سایبری میان له میکنن مارو ها!!!!!
غزل
سه شنبه 1 مرداد 1392 11:32 ب.ظ
اسممو یادم رفت
پاسخ M O B I N A# : فهمیدیم دیگه!به اسمت اشاره کردی
سه شنبه 1 مرداد 1392 11:31 ب.ظ
ای واااااای خاک عالم بر سرم مبینا؟الهی من فدای پاکی بکی بشم.اوخییییییی.مرسی که ناراحت نشدی عزیزم.راستی من غزلم .جونم نگی من راحت ترم.
پاسخ M O B I N A# : غزل تویی؟؟؟جون نگم؟؟؟؟باش!!!
مگه بکی پاک که حالا تو فدای پاکیش شی!
**KimiBa€kh¥uN**
سه شنبه 1 مرداد 1392 10:52 ب.ظ
میبیننننننننننننننننن؟؟؟؟؟
کیو هر روز میبوسی؟؟؟
پاسخ M O B I N A# : ادم زیاد هس!چطور؟؟؟
sang Han min
سه شنبه 1 مرداد 1392 07:45 ب.ظ
واااای!!!فوق فوق العاده بود!!!هی وای من.....
دوباره لوهان.....
اسم این بشر میاد كلا از خود بی خود میشم....
شیومین كجایی؟؟؟دلم برات خیلی تنگ شده.
هنر نویسنده هم كه دیگه قابل وصف نیس!
مبینا دونگ سنگ كارت درسته!!!حرف نداره^^^
پاسخ M O B I N A# : پاهات سست میشه!نـه؟؟؟؟
ژیومین پارت قبلی بودااااااا...
چاکرتیم!ما کوچیکه شمـا
فدای تو
Elina
سه شنبه 1 مرداد 1392 07:28 ب.ظ
عالیییی بوووود مرسی مبیننننن
پاسخ M O B I N A# : خواهش گلی!!!!!
بخاطر روی گلت امشب میام دو تا پارت زیاد میذارم!
**KimiBa€kh¥uN**
سه شنبه 1 مرداد 1392 07:06 ب.ظ
وایییی چغدر لوهان پرووئه...
بکی جون عمت که تو پاکی..
من از شخصیت یومین خعلی خوشم میاد زیادی بیخیاله..این سه هونم همچین بدش نمیادا..
مرسیییییییی
پاسخ M O B I N A# : همینو بگو!!!!!کجای بکی پاکه که ما خبر نداریم!!!
خخخخخخخخخخ!جدا همین شکلیم....یه روز یه کیو نبوسم لبام درد میگیره!
☆ P@rM!Da Ba€k¥e0l ☆
سه شنبه 1 مرداد 1392 07:03 ب.ظ
رو ک نیس سنگ پای قزوینههههههه
خخخخخخخخخ پایکههه بکیییی...بکی تو از کی پاک بودیو ما خبر نداشتیم
این لوهانم همینجوری تو دفترش تشویقی میده
خیلییییییییییی خوبببببببب بووووووووود...مرسییییییییی....
از اون پر ملاتای خوشگل موشگل بذارررر
پاسخ M O B I N A# : پر ملات منظورم زیاد بود پارمیدا جون نه بوق دار دلتو صابون نزن
**KimiBa€kh¥uN**
سه شنبه 1 مرداد 1392 07:03 ب.ظ
11111111111111
پاسخ M O B I N A# : اورررررررررررررررین
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo

دریافت کد بارش قبل از بالای وبلاگ

Digital Clock - Status Bar

مرجع وبلاگ نویسان جوان

کد موس جاپای گربه




کد موس جاپای گربه